بزرگترها ناخواسته با "بکن نکن" کردناشون سیستم فکری بچه ها رو به هم میریزن. خیلی وقتها این رو تجربه کردیم که میخوایم کاری رو انجام بدیم که فکر میکنیم درسته ولی با مخالفت بزرگترهامون مواجه میشیم. از نظر من این دقیقاً زمانی که ما بسیاری از نیازهامون رو روش سرپوش میگذاریم و "من" واقعیمون خفه میشه. بعد که بزرگتر میشیم میبینیم نمیتونیم تصمیمات قاطع و کاربردی بگیریم، از بس بهمون دیکته شده چه کاری خوبه و چی بده. این در حالیه که تمام این خوبیها و بدیها از فیلترهای بزرگترها رد شده و کسی نمیتونه بگه چی واقعاً درسته و چی غلط. پس بگذارم چه بچه ها چه اطرافیانمون آزادانه فکر کنن، برای مشورت پیشمون بیان ولی هیچ وقت به کسی دیکته نکنیم چی خوبه و چی بد. بهتریت منبع فهمیدن درست هر چیزی درون ماست. منبعی که به طور ذاتی در همه ما وجود داره و تنها راه شنیدن و لمس کردن صدای درون فراموش نکردن اینکه هیچ کس بهتر از خود ما نمیتئنه بگه راه درست کدومه. صدای درونمون رو فراموش نکنیم و از اظهار وجودهای بی جا و مخرب پرهیز کنیم.

پ.ن : ... ببخش اگه من هم رفتار آدم بزرگای دیگه رو کپی کردم و عیناً سر تو پیادش کردم.