یه چمدون گنده شده فقط مال کتابام ! تازه کلیشو فاکتور گرفتم. شاید نصف کتابها رو بارها خوندم. میدونم بعضیاشو اصلاً وقت نمیکنم بخونم. ولی بهم یه جور احساس امنیت جالبی میدن، بودنشون بهتر از نبودنشونه .

این سفر میتونه تو تصمیم نهایی من واسه اینکه کجا رو بیشتر ترجیح بدم کمک بزرگی باشه . با خیلیها صحبت کردم ، به بعضیها ایمیل زدم و نظرشون رو دربارۀ مهاجرت پرسیدم. هر کس واسه خودش دلیلی داشت واسه موندن یا رفتن . امّا میشه یه جورایی خلاصه و دسته بندیش کرد . ماهایی که اینوریم دوست داریم بریم اون ور و تجربه کنیم خیلی چیزایی که فقط وصفشو میشنویم . ولی خوب شنیدن کی بود مانند دیدن ! چیزی که من فهمیدم اینه که هر کس در برخورد با غرب بر اساس پیش زمینۀ فکری، تحصیلی ، خانوادگی حتماً تجربۀ متفاوتی داره و دلایل خاص خودش رو برای موندن و یا برگشتن .

۴ ساعت مونده به پرواز..

ادامه دارد..